هفت جام
نشانهای نو تو آسمون. هفت فرشته هفت بلای آخر رو نگه داشتن. اینا خشم خدا رو تموم میکنن. یوحنا همچنین چیزی شبیه دریای شیشهای آمیخته با آتش میبینه. مردم روش ایستادن. وحش رو شکست دادن. مجسمهاش رو شکست دادن. عدد اسمش رو شکست دادن. حالا چنگهایی از خدا تو دستاشونه.
برندگان با هم میخونن. آواز موسی، خادم خدا رو میخونن. آواز بره رو میخونن. کلماتشون بالا میره: چقدر بزرگی، خداوند خدا. کارهات ما رو پر از شگفتی میکنه. راههات درست و حقیقیه. تو پادشاه همهٔ ملتهایی. همه از تو میترسن. همه اسمت رو احترام میذارن. فقط تو قدوسی. همهٔ ملتها میان و جلوت پرستش میکنن.
معبد آسمان کاملاً باز میشه. این همون خیمهایه که خدا عهدش رو توش نگه داشته. هفت فرشته بیرون میان. هفت بلای آخر رو حمل میکنن. کتان سفید خالص میپوشن که درخشان میدرخشه. کمربندهای طلایی دور سینهشون پیچیده. یکی از چهار موجود زنده به هر فرشته یه کاسهٔ طلایی میده. کاسهها پر از خشم خداست. اون تا ابد...
Rev 15:1