تقسیم سرزمین
یهوه دشمن رو به وحشت میندازه! هر کسی یه طرف فرار میکنه. بعد تگرگهای بزرگ از آسمون میباره! از تگرگ بیشتر کشته میشن تا از شمشیر. یوشع بالا رو نگاه میکنه و دعا میکنه. از یهوه میخواد خورشید رو نگه داره. خورشید همونجا وسط آسمون میایسته! اسرائیل میجنگه تا پیروز بشه.
پنج پادشاه فرار میکنند و توی یه غار پنهان میشن. یوشع میفهمه کجان. دستور میده سنگ بزرگی جلوی دهانه غار بغلتونند. نگهبانها غار رو میپان. اسرائیل به تعقیب بقیه ارتشها ادامه میده. پادشاهان میتونند توی سوراخ تاریکشون منتظر بمونند.
بعد از جنگ، یوشع پنج پادشاه رو از غار بیرون میآره. به فرماندهانش میگه پاشون رو روی گردن پادشاهان بذارند. «نترسید!» یوشع میگه. «یهوه با همه دشمناتون همین کار رو میکنه.» بعد یوشع پادشاهان رو میکشه. جسدهاشون تا غروب آفتاب به درخت آویزونه.
Josh 10:10