تکرار چرخه
در اون روزها، اسرائیل پادشاهی نداره. کسی به کسی نمیگه چیکار کنه. هر کس هر چی برای خودش درست به نظر برسه انجام میده. خانوادهها بتهای خودشون رو از چوب و سنگ میسازن و جلوشون سجده میکنن. تمام ملت داره تیکه تیکه از هم میپاشه.
یه مرد به اسم میکاه بالا توی تپههای افرایم زندگی میکنه. مقداری نقره میگیره و با دستهای خودش یه بت میسازه. درست اونجا توی خونهاش برپاش میکنه و یه محل عبادت کوچیک دورش میسازه - عبادتگاه خودش، خدای خودش، قوانین خودش.
میکاه یکی از پسراش رو انتخاب میکنه و کاهنش میکنه. مرد جوون لباسا رو میپوشه و جلوی بت نقره توی خونهشون میایسته، روز به روز خدمتش میکنه. اینجوری نیست که یهوه به قومش گفته پرستش کنن. اما پادشاهی نیست، پس کسی متوقفش نمیکنه.
Judg 17:6