Genesis 39

1 یوسف حالا پایین در مصر بود. فوطیفار او را از تاجران خرید. فوطیفار یکی از افسران فرعون بود. فرمانده نگهبانان.

2 یهوه با یوسف ماند. هر کاری که می‌کرد، خوب پیش می‌رفت. او در خانه اربابش زندگی می‌کرد.

4 یوسف باعث خوشحالی فوطیفار شد. او به خوبی به فوطیفار خدمت می‌کرد. خیلی زود فوطیفار یوسف را مسئول همه‌چیز کرد. خانه‌اش. مزرعه‌هایش. همه‌چیز را.

7 همسر فوطیفار او را تماشا می‌کرد. روزها و روزها. او می‌خواست یوسف در رختخوابش باشد. او گفت: «با من بخواب.»

11 یک روز یوسف وارد خانه شد تا کارش را انجام دهد. هیچ مرد دیگری آنجا نبود.