شهادت استیفان
هفت مرد از میان جمعیت جلو میآیند. رسولان بر سرشون دعا میکنند و دستها رو روی سرشون میذارند. با حل شدن مشکل، خبر عیسی حتی سریعتر از قبل پخش میشه! بیشتر و بیشتر مردم ایمان میآرند. حتی خیلی از کاهنان هم برمیگردند و عیسی رو دنبال میکنند!
استیفان یکی از هفت نفره. قدرت مثل رودخانه از اون جاری میشه! خدا یکی پس از دیگری کارهای عجیب از طریق دستاش انجام میده. بیماران شفا یافته از پیشش میرند. با قلبی پر و شاد به همه کمک میکنه. و وقتی دهنش رو باز میکنه و دربارهی عیسی حرف میزنه، کلماتش مثل آتش میسوزه.
چند مرد جلو میآیند تا با استیفان بحث کنند. سؤالهای سخت یکی پس از دیگری پرت میکنند. سعی میکنند زمینش بزنند. سعی میکنند احمق به نظر بیاد. ولی روحالقدس کلمات استیفان رو با چنان حکمتی پر میکنه که نمیتونند جواب بدند. هیچکدومشون.
Acts 6:7