Genesis 34

1 دینه دختر لیه بود. یک روز بیرون رفت تا دخترهای جوانی که نزدیک آن‌ها زندگی می‌کردند را ببیند.

2 شکیم او را دید. پسر حمور حوی بود. او آن سرزمین را حکومت می‌کرد. دستش را روی او انداخت. به زور به او تجاوز کرد.

3 بعد قلبش به دینه گیر کرد. عاشقش شد. حرف‌های نرم به او زد.

8 حمور گفت: «پسرم عاشق دخترتون هست. لطفاً بذارید زنش باشه.»

13 پسرهای یعقوب نقشه‌ای کشیدند. به شکیم و حمور دروغ گفتند چون شکیم دینه را آزار داده بود.