Genesis 18
1 یهوه بالای درختهای بزرگ نزدیک ممری ظاهر شد. ابراهیم جلوی در چادرش نشسته بود. خورشید از درست بالا میسوخت.
16 مردا بلند شدن. چشمهاشون رو چرخوندن سمت سدوم. ابراهیم باهاشون راه رفت تا بدرقهشون کنه.
22 مردا برگشتن و شروع کردن رفتن سمت سدوم. ولی ابراهیم سرجاش موند، درست جلوی یهوه وایساد.
26 یهوه گفت، "اگه پنجاه نفر آدم خوب توی سدوم پیدا کنم، به خاطرشون کل شهر رو نجات میدم."