Genesis 38

1 همون موقع، یهودا برادرهاش رو ترک کرد. رفت پیش یه دوستی به اسم حیره از عدولام.

6 یهودا برای پسر بزرگش عیر یه زن انتخاب کرد. اسمش تامار.

12 سال‌ها گذشت. زن یهودا مرد. بعد از این که دیگه گریه نکرد، رفت تمنه تا پشم گوسفنداش رو بچینه. دوستش حیره باهاش رفت.

20 یهودا بزغاله رو با دوستش حیره فرستاد. حیره رفت چیزا رو از زنه پس بگیره. پیداش نکرد.